تبليغاتX
میعادگاه

میعادگاه

خدایا آنکه در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت هیچوقت در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش مگذار

گل عشق را در دست ميگيرم و هي زير لب زمزمه ميکنم دوسم داره دوسم نداره... با ترس تک تک گلبرگهارا يواش يواش ميکنم و همچنان زمزمه ميکنم... براي ادامه دادن مردد هستم ولي نه!!!! ميترسم!!!!!!!!! چشمهايم را بسته نيت ميکنم"دوسم داره" و همه ي گلبرگ ها رو يهو ميکنم.

*دوست دارم پری* 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/11/01ساعت 12:25 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/11/01ساعت 12:18 بعد از ظهر  توسط وحید  | 


 

 

سايت كوچولو www.kocholo.org *** عكسهاي عاشقانه و لاو ***

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/11/01ساعت 12:18 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

 هرگز چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان نکن 

کاشکي بدوني چشمات و به صدتا دنيا نميدم يه موج گيسوي تورو به صدتا دريا نميدم

مي شه بعضي ها رو مثل اشک از چشمات بندازي.... اما نمي توني جلوي اشکي رو بگيري که با رفتن بعضي ها از چشمات جاري مي شه......

 دوستش مي دارم چرا که مي شناسمش به دوستي و يگانگي هنگامي که دستان مهربانش را به دست مي گيرم تنهايي غم انگيزش را در مي يابم و انگاه در مي يابم که مرا ديگر از او گريزي نيست

هرگز نديدم بر لبي لبخند زيباي تو را هرگز نميگيرد كسي در قلب من جاي تو را آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم

 

 ميدونستيد که هيچ بلور برفي شبيه اون يکي نيست؟مثل اثر انگشت آدمها...يکبار تو کوه يکي از بچه ها زير برف بهم گفت:انگار فرشته ها نشستند اون بالا و دارن اينارو قالب ميزنند! هر وقت برف مياد يادش م? افتم...بعضي حرفها چقدر تو ذهن آدما ميمونه

 شكايت نمي كنم ، اما ايا واقعا نشد كه درگذر همين هميشه بي شكيب ، دمي دلواپس تنهايي دستهاي من شوي؟ نه به اندازه تكرار ديدار و همصدايي نفسهامان ! به اندازه زنگي ..... واقعا نشد؟؟؟؟

 تو به من خنديدي و نمي دانستي

من به چه دلهره از باغچه ي همسايه

سيب را دزديدم

باغبان از پي من تند دويد

سيب را در دست تو ديد

غضب الوده كرد نگاه

و تو رفتي و هنوز

سالهاست كه در گوش من ارام ارام

خش خش گام تو تكرار كنان

مي دهد ازارم

و من انديشه كنان

غرق اين پندارم

كه چرا

خانه ي كوچك ما

سيب نداشت

دوسِت داشتم ولي هرگز نگفتم نگفتــم تـا ز چشــــم تـو نيفتـم نگفـتـم تــا نــدوني عاشـــقم مــن نـدوني بعــدِ تــو از پـا مي افتـم خيــال کـردم اگـــه روزي بـــدوني مي ري شعر جدايي رو مي خـوني مي ري تنها ميشم با بغض و گـريه تــوي شهــــر و ديـــار بي نشــوني

نديدي چشمهايم زير پايت جان سپرد آخر گلويم از صداي، هاي هايت جان سپرد آخر نفهميدي صدايم بغض سنگيني به دوشش بود اما از جفايت جان سپرد آخر نترسيدي بگويد عاشقي نفرين به آيينت كه از چشمان جادويت خدايت جان سپرد آخر نمي داني و مي دانم كه دل در خواهش آن انزوايت جان سپرد آخر چقدر عزلت نشيني از براي يار دلگير است بخوان شعرم كه شعرم در هوايت جان سپرد آخر

*

چشم در راه كسي هستم كوله يارش بر دوش ، آفتابش در دست خنده بر لب ، گل به دامن ، پيروز كوله بارش سرشار از عشق ، اميد آفتابش نوروز باسلامش ، شادي در كلامس ، لبخند از نقس هايش گُل مي بارد با قدم هايش گُل مي كارد مهربان ، زيبا ، دوست روح هستي با اوست

*

 اي سر آغازهمه خوبي ها مينويسم از تو تو که سر سبز ترين منظره ايي تو که سر شارترين عاطفه ايي برترين خواهش و احساس نياز وبدان تا به ابد دوستت ميدارم دوستت ميدارم از زمين تا بخدا از همين نقطه ي خاکي تا عرش

*

آنکه مي‌خواهد روزي پريدن آموزد، نخست مي‌بايد ايستادن، راه رفتن، دويدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمي‌کنند

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/11/01ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/10/20ساعت 12:44 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

darya hesadat mikone be abiye sorkhe cheshat

shab ba hezar gitare sorkh miyad be dombale sedat

khone hameye setareha jangale sorkhe zire pat

tanore sorkhe daste man tarane mipaze barat

asemone khakestari aftabi mishe be havat

bahare del nazoke man manam ke miabaram be jat

ke mesle shabnam michekam ghatre ghatre roye labat

bose bar angoshte toam mesle ye halgheye tala

gheibate to marge seda khod soziye shaparaka

boye to boye gandome ziyafate sofreye ma

gol ghazale hafeze ma neshaste beine mano to

akhare beite kohnegi avale har kalame to

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/07ساعت 12:4 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

چشم دو ابر

 چشم، چشم، دو ابرو، نگاه من به هرسو

         

  پس چرا نیستی پیشم، نگاه خیس تو کو

 

گوش گوش دوتا گوش، دودست بازیه آغوش

 

بیا بگیر قلبمو، یادم تو را فراموش

 

چوب، چوب، یه گردن، جایی نری تو بی من

 

دق میکنم میمیرم، اگه دور بشی از من

 

دست، دست، دو تا پا، یاد تو مونده اینجا

 

یادت میاد که گفتی بی تو نمیرم هیچ جا

 

من، من، یه عاشق، همون مجنون سابق

 

من، من، یه عاشق، همون مجنون سابق 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/13ساعت 6:53 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

 

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید:

چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟

چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟

اما افسوس که هیچ کس نبود ...

همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...

آری با تو هستم ...!

با تویی که از کنارم گذشتی...

و حتی یک بار هم نپرسیدی،

چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!! 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/13ساعت 6:52 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

فروغی

    • از کشت عمل بس است یک خوشه مرا در روی زمین بس است یک گوشه مرا
      تا چند چو کاه گرد خرمن گردیم چون مرغ بس است دانه‌ای توشه مرا
    •  

    • دوشینه فتادم به رهش مست و خراب از نشه‌ی عشق او نه از باده‌ی ناب
      دانست که عاشقم ولی می‌پرسید این کیست، کجایی است، چرا خورده شراب
    •  

    • تا قبله‌ی ابروی تو ای یار کج است محراب دل و قبله‌ی احرار کج است
      ما جانب قبله‌ی دگر رو نکنیم آن قبله مارست گر چه بسیار کج است
    •  

    • فرموده خدا بزرگی آیین من است تمکین شهان ز فر تمکین من است
      فرمانده‌ی اختران به صد جاه و جلال فرمان بر شاه ناصرالدین من است
    •  

    • این دل که به شهر عشق سرگشته‌ی تست بیمار و غریب و در به در گشته‌ی تست
      برگشتگی بخت و سیه روزی او از مژگان سیاه برگشته‌ی تست
    •  

    • آمد مه شوال و مه روزه گذشت و ایام صیام و رنج سی روزه گذشت
      صد شکر خدا را که روزی روزه‌ی ما گاهی به غنا و گه به دریوزه گذشت
    •  

    • تا دل به برم هوای دل‌بر دارد افسانه‌ی عشق دل‌بر از بر دارد
      دل رفت ز بر چو رفت دلبر آری دل از دل‌بر چگونه دل بر دارد
    •  

    • زلفین سیه که در بناگوش تواند سر بر سر هم نهاده بر دوش تواند
      سایند سر از ادب به پایت شب و روز آری دو سیاه حلقه در گوش تواند
    •  

    • از هر دو جهان مرا مقید کردند وان گه به مدیح شه مقید کردند
      این نامه که مدح ناصرالدین شاه است ترتیب وی از خط محمد کردند
    •  

    • یک عمر شهان تربیت عیش کنند

       

      تا نیم نفس عیش به صد طیش کنند

      نازم به جهان همت درویشان را

       

      کایشان به یکی لقمه دو صد عیش کنند

+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/29ساعت 8:51 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

زندگي مثل پيانو است

زندگي مثل پيانو است، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها. اما زماني مي توان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/25ساعت 12:52 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

LOVE PICTURE،عاشقانه عکس

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/25ساعت 12:36 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

خلوتگاه

به خلوتگاه تنهاییت دوباره خواهم آمد،

 

و خواهم شکست

 

سکوت تنهاییت را و تو را با خود

 

به تجلی گاه روشنی می برم

 

به جایی که احساس آئینه قابل لمس باشد

 

به جایی که سکوت معنای همه ی حرفهای ناگفته است

 

به دوردستها

 

به دیاری که آدمها زیر سنگینی کوله بار خیانت

 

 بی صدا ،نشوند.....

 

به دیاری که همه تن پوشی از صفا

 

 به همراه دستاویزی از راستگویی به تن

 

کنند و در دشت وسیع صداقت همراه با رقص واژه ها

 

و با ترانه سکوت

 

به دلبری دلهای عاشق بروند

 

 و از آنجا همگام با هم به دیار تو می آئیم .

 

تو ای تنها واژه معلوم ...........

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/25ساعت 12:27 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

مشخصات يه پسر خوب !!!!!!!!!

يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد.......
يه پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود"مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد"..........
يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره..........
يه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش........ پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون........
يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته...
يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه........
يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده.........
يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت چند" "کي مياي" "کجا" "دير نکني يا.....
يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه...........
يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند......
يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد...........
يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد.................
يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد................
يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند......
يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود........
يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند............
يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود...........
يک پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند..............
يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند . ( نکته کنکوري).....
يک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند..............
يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد.........
يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند...........
يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگي خود باشد....
يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و آرش و ... بگويند......
يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد.......
يک پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن مي نمايد........... ...
يک پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد......
يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند....... يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد.................
يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند........
يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 12 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد.............
يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و1 متر به بالا نميپرد............
يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند.........
يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي2) وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و ... باشد..........
يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد.........
يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند...
يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد......
يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 15 تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند.........
يک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده . .
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/25ساعت 12:25 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

مشخصات یه دختر خوب !!!!!!

یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمیشه یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمیمونه (نکته مهم المپیاد )
 یه دختر خوب به خاطر بعضی مسائل چترش را باز نمی کنه یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه
یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمیگه
یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه
یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمیکنه
یه دختر خوب به خاطر اینکه بهش گفتن بی ادب گریه نمی کنه
 یه دختر خوب جو نمیگیرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمایش نمیزاره
یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری
 یه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالی نمی کنه
 یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمیشه
یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه باباشو اونقدر تو خرج نمی ندازه
 یه دختر خوب وقتی بهش نگاه نمی کنن خود نمایی نمیکنه (به راههای مختلف) باز هم نکته تستی
یه دختر خوب باباش هر چی بگه گوش می کنه نمیاد پیش مامانش ننه من غریبم بازی درآره
یه دختر خوب بیشتر از 10 دقیقه توی WC نمی مونه (نکته مهمتر از کنکور)
یه دختر خوب هیچوقت بدون گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه
یه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضایع نمی کنه
یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده
 یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه
یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه
 یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره
یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه
یه دختر خوب خودش رو زوری توی دل کسی نباید راه بده
یه دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= مانی)
یه دختر خوب برای اینکه توی مهمونی تحویلش بگیرن قیافه نمیگیره و ادای آدم پولدارارو در نمیاره
 یه دختر خوب پشت سر حتی حیوانات هم غیبت نمی کنه
یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟
یه دختر خوب از اجرای هر گونه قرقره بازي( جت اسکی اسکیت و امثال اون ) در مقابل پسرها خودداری می کنه
 یه دختر خوب با 25897 نفر که تیریپ نمیریزه
 یه دختر خوب اولاً دوچرخه سواری نمی کنه حالا می خواد بکنه بكنه جنبه هم داشته باشه
یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو!
یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و … محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی چسبونه (جوابیه)
 یه دختر خوب سوار هر ماشینی نمیشه پیکان 47 و امثال آن
 یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از همسایگانش قرض نمی کنه
 یه دختر خوب راه به راه از اون کوفتیا نمیماله که فردا هم سرطان بگیره و انتظار ترحم داشته باشه
یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمیشه خلاصه بگم یه دختر خوب باید خوب باشه نه اینکه ادای خوبا رو دربیاره
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/25ساعت 12:24 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

پاييز

تو پاييز اومدي و دلم  رو روشن كردي

تو پاييز رفتي و تنهام گذاشتي


 

اما پاييز با تموم دلگيريش منو تنها نذاشت


 

پاييز رو دوست دارم چون بوي بارون رو ميده


 

بوي وفا رو ميده يادم مياره كه بي وفايي آخر دنيا نيست 


 

پاييز بهم ميگه تو اين فصل بايد خودمو از نامهربونيا پاك كنم


 

به فكر آسمون آبي بهاري باشم كه داره  مياد


 

********************************


 

 


 

وقتي دل ميگره چيكارش بايد كرد ؟ چه جوري بايد بهش حالي كرد كه همش دروغ بوده ...


 

چه جوري بايد بهش گفت فقط سرگرمي بوده همين و بس حالا اون ديگه اين سرگرمي رو نمي خواد...


 

اي دل تنهاي من بايد باور كني كه از اول هم تو رو نمي خواست ...


 

بايد باورت بشه كه اونم يكي بود مثل بفيه ...


 

ديگه دلم هيچ چيز و هيچ كس رو نمي خواد...


 

دلم واسي دل خودم مي سوزه...


 

خيلي سخته تو ماه مهر دلت تنها بشه...


 

چقدر بده دلت واسي خندهاي بي بهونه تنگ بشه...


 

خيلي خيلي سخته واسي كسي كه يه زماني  سنگ بود اما حالا هر لحظه خورد ميشه ...


 

خيلي نامردي دل كسي رو شكو ندن...


 

اما اين انصافه كه دل كسي رو بشكوني بازيش بدي بعد بري دنبال كارت...


 

****************


 

چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشكني و آن وقت آرام زير لب بگويي گل من باغچه ي نو مبارك

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/25ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

که بودیم نبودیم کسی                       کشت مارا غم بی همنفسی

تا که رفتیم همه یار شدند                     خفته ایم و همه بیدار شدند

قدر آنیینه بدانیم چو هست                   نه در آن وقت که اقبال شکست

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/25ساعت 12:16 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

دنيا را بد ساخته اند

كسي كه دوست داري تورا دوست نمي دارد...

كسي كه تورا دوست دارد تو دوستش نمي داري...

اما كسي كه تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد...

به رسم و آيين هرگز بهم نمي رسند...

و اين رنج است!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/09ساعت 11:54 قبل از ظهر  توسط وحید  | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/20ساعت 5:32 بعد از ظهر  توسط وحید  | 


+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/13ساعت 5:24 بعد از ظهر  توسط وحید  | 


+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/13ساعت 5:23 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/13ساعت 5:1 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

Click to view full size image
+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/09ساعت 5:59 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی

ببین اندام تنهاییم را
که در لحظه های خاکستری
در انتظار طلوع خورشید است

این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است

مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم....
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد
سکوت را نوازش می دهند
و جای خالی آدم های شب نشین را
با نگاهی معصومانه پر می کنند

در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/09ساعت 5:57 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

Click to view full size image

 

Click to view full size image

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/09ساعت 5:54 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/09ساعت 5:46 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

قلب یخی

 

   Click to view full size image

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/03ساعت 7:41 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

۲۰ روش عاشقانه برای عاشقتر کردن !!!!

۱- همیشه نسبت به هم مؤدب باشید، این کار بسیار آسان است و در کیفیت روابط تان تفاوت چشم گیری ایجاد می کند.

۲- زمانی که برای نخستین بار همسرتان را دیدید و عاشقش شدید را به یاد بیاورید و نامه عاشقانه‌ای برایش بنویسید و طی آن جزئیات آن خاطره را برایش بازسازی نمایید.

۳- داخل اتومبیل همسرتان یادداشتی بگذارید که روی آن نوشته شده : «عشق توست که چرخ های دنیا را می چرخاند».

۴- وقتی در هوای سرد با هم قدم می زنید کت تان را درآورده و بر روی شانه هایش بیندازید.

۵- به او بگویید با تمام افرادی که تاکنون دیده اید تفاوت چشم گیری دارد. این موضوع در روابط تان تحوّل شگفت انگیزی به وجود خواهد آورد.
(یک زن خوب، الهام بخش مرد است. یک زن فوق العاده، نظر مرد را جلب می کند، یک زن زیبا، مرد را شیفته خود می کند. یک زن دل سوز، قلب مرد را می رباید…)

۶- به پاس قدردانی از زحماتش، دستش را ببوسید.

۷- فکر کنید که دیگر محبوب تان را نخواهید دید و پس از آن نامه عاشقانه بلندبالایی برایش بنویسید و به او بگویید او و عشقش برای شما چه معنا و جایگاهی دارد.

۸- در کمد لباس هایش عطر بپاشید.

۹- اگر دلتان می خواهد احساساتی برخورد کند، شما نیز با او احساساتی تر باشید.

۱۰- زمان، دل های شکسته را درمان می کند!

۱۱- به نقطه ضعف های همسرتان پی ببرید و زمانی که بین شما مشکلی پیش می آید، انگشت روی آنها نگذارید.

۱۲- دفترچه ای از حوادث جالبی که برایتان رخ داده است درست کنید و زمانی که او نیاز به کمی تجدید روحیه و تفریح دارد آن را در اختیارش بگذارید.

۱۳- همین امشب به هنگام صرف شام در دهان همسرتان لقمه بگذارید.

۱۴- با او مانند یک انسان رفتار کنید نه یک شیء.

۱۵- با او به عنوان مهم ترین شخصیت دنیا برخورد کنید.
(در صورتی که با افرادی که دوستشان دارید هم دردی کنید، آنها بیشتر مجذوب شما می شوند).

۱۶- برای حفظ سلامتی اش از هیچ کاری دریغ نکنید.

۱۷- وقتی روز بدی را پشت سر گذاشته اید سرتان را روی شانه های او بگذارید و یک دل سیر گریه کنید.

۱۸- با همدیگر از فرزندانتان مراقبت کنید.

۱۹- هرگاه می خواهد از خانه خارج شود تا جلوی در خانه دنبالش رفته و او را بدرقه کنید.

۲۰- هرگاه یک مشاجره لفظی بین شما پیش آمد زود همه چیز را فراموش کنید.

“با عشق به زندگیتان جان ببخشید.”

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت 11:3 قبل از ظهر  توسط وحید  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت 10:50 قبل از ظهر  توسط وحید  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت 10:48 قبل از ظهر  توسط وحید  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت 10:47 قبل از ظهر  توسط وحید  |